السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )

طب الصادق ( ع ) 103

طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )

طبيب در جواب او گفت : اهل كوفه اگر خود را شيعه بنى هاشم مىدانند ولى تو كه از خانواده بنى هاشم نيستى . وانگهى آنها در ميان بنى هاشم خود را شيعه فرزندان ابى طالب مىدانند و تو خون آنها را ريخته‌اى و دشمنى آنها را نسبت بخودت برانگيخته‌اى اما پيروى اهل شام از بنى اميه روى علاقه دينى نيست ، بلكه بواسطه احسانهائى است كه بنى اميه به آنها كرده‌اند و تو هم وقتى والى آنها شدى و به آنها احسان انعام كردى شيفته تو مىشوند ، اين گفته مرا اين مسئله تائيد مىكند كه ديديد عبد إله بن على با آنها جنگيد و خون آنها را ريخت اما وقتىكه والى آنجا شد و به آنان احسان و محبت كرد همه تابع او شدند پس اهل شام براى تو بهترند . موسى طبيب مىگويد : عيسى از ولايتعهدى منصور استعفا داد و از منصور خواست كه او را تعويض كند ولى منصور بوى گفته كوفه دار الخلافه است بنابراين از وجود خليفه و يا وليعهدش خالى بماند به عيسى وعده داد كه يك سال در ( مدينه السلام ) بماند و يك سال هم در كوفه وقتىكه منصور بكوفه مىرود عيسى بدار السلام مىرفت در آنجا مىماند . موسى گفت : وقتىكه اهل خراسان خواستند بمهدى بيعت كنند عيسى بفرات طبيب گفت تصميم گرفته‌ام محمد فرزند و خليفه را بر خود مقدم بدارم . فرات بوى گفت : پس انتظار دارى آنچه را كه من مىبينم به تو بگويم تو امروز از آن پيروى كنى و در آينده هم اطاعت كنى عيسى گفت از روز آينده منظورتان چيست ؟ گفت وقتىكه محمد ترا براى استعفا خواست كه خودت را خلع كرده خلافت را بيكى از فرزندانش واگذار كنى بايد آن دستور را اجرا كنى تو نمىتوانى مخالفت كنى چون چيزى را كه قوم بخواهند مخالفت با آن خواست امكان ندارد . موسى گفته : فرات پزشك مخصوص در زمان خلافت منصور وفات